هنوز دوستت دارم شاید.
هنوز نمیتونم با اطمینان، کسی رو دوس داشته باشم.
ولی باید زندگی کنم. مگه نه؟
باید آروم آروم روحم آزاد شه.
میدونم اونقدر برات مهم هستم که توام همینو بخوای برام.
به آسمون شب خیره میشم. ستاره ها رو نگاه میکنم و با خودم میگم یعنی واقعا تقصیر اونا بود که اوضاع درست پیش نرفت؟
یا تقصیر من؟ که به اندازهی کافی واست خوب نبودم؟
برمیگردمتو اتاقم. دراز میکشم و در حالیکه نیک کِیو داره با آرامش تمام skeleton tree رو زمزمه میکنه سعی میکنم چشمامو ببندم.
یه روزی میدسه که تموم شی برام... یه روزی میاد که دیگه با دیدنت قلبم تندتر نمیزنه.
میاد اون روز. میدونم.
100...ما را در سایت 100 دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 71